Ethical issue
احساس میکنم مداخله تو مسئلهی «نقاله» نقض حریم خصوصی و آزادی افراده. لذا باید احساساتم رو کنترل کنم و فقط شنونده باشم. اما هنوز بابتش خیلی مطمئن نیستم. فقط فکر میکنم حالت مطلوب همینه. مسئلهی نقاله اینه:
عین. که یک جوجهی بیست سالهست (ببین چقدر پیرم که آدم بیست ساله پیش چشمم کوچولوئه) به امین علاقهمند شده. یکساله که میدونم:)) ولی به روش نیاوردم. عین. همونطور توی دامش افتاده که من، ولی خب من ازش بزرگترم، یه چپ مذهبیه لذا عاشقش نشدم هیچوقت :))) من به آدمها میگم «دوستت دارم» اما به طور موازی مرزهام رو هم دیکته میکنم. هیچوقت سیچوئیشین شیپ برام پیش نیومده. اما امین نمیفهمه این رو، سنش کمه و عین. گرفتارش شده... عین. نمیفهمه آدمی که وارد سیاست میشه زندگی عاطفیاش رو باخته. نمیفهمه آدم مذهبی یکی مثل خودش رو میخواد و پذیرش تفاوت اصلا تو فرهنگ ما نیست و اونم چنین قصدی نداره. مسئلهی بدتر اینه امین اصلا از فکر اکسش بیرون نیومده و همین حین بهم میگفت میخوام بهش پیام بدم:) دوست داشتم برم بزنم تو گوشش از فرط عصبانیت:)) ولی خب نمیتونم چیزی بگم. اومدم به عین. بگم دختر نکن، جوونی، آینده داری، روانت سالمه، فقط خامی. اما میدونم که بهم گوش نمیده. میدونم که حالش با امین چیزی ورای فاجعه خواهد شد و زمینش میزنه. برام مثل خواهر کوچیکتره که سعی میکنم ازش مراقبت کنم، نمیخوام حال بدش رو ببینم ولی کاری ازم ساخته نیست.
خیلی درد داشت و تحقیرآمیز بود ولی بهش گفتم ما از سمت خانواده حمایت روانی نداریم و سپورت سیستمشون همیشه خراب بوده. همهی خوبیهایی که دریافت کردی مثل احساس ارزشمندی، باعث شده خلأهات رو با امین پر کنی، برای همین چشمت کور شده :)) و فکر میکنی بهش علاقهمندی. من فقط دوستش بودم و به خودم اومدم دیدم...
مسئله حسی نیست که به امین دارم. اینکه ازش خشم دارم مطرح نیست. امین از رابطهی قبلیاش عبور نکرده. ذهن بستهای داره و عین. هم اونقدر قوی نیست که مرزی داشته باشه. خودش رو باخته. وقتی حرف میزنیم میبینم از کلمات امین استفاده میکنه، نگارش امین رو تقلید میکنه، اون سبک آهنگی رو گوش میده که امین میفرسته و از خودش هیچی! نداره. خوبه که آدم رشد کنه ولی عین. خودش رو باخته. انقدر که چون امین مسخرهاش کرده از سنتور زدن منصرف شده. توی دلم آشوبه واقعا :)
امروز قطعهی ریحان و ساری گلین رو با سهتار کار کردم. وقتی ساز دستمه انگار معجزهای رو لمس کرده باشم و برای من باشه:) کاش روزی بتونم یکمی خوب ساز بزنم...