دارد
دوران سختی رو پشت سر میذارم که روانم سختبودنش رو پس میزنه. مثل زمانی که ذهنم واقعیت جنگ رو پس میزد و تمنای هر واژهی دیگهای رو داشت. بعد از گذشت سه ماه هنوز ذهنم توی این جغرافیا مهمانه.
اتفاقی برام افتاد که کنار اومدن باهاش ساده نیست. چندروز پیش وسط کلاس تشنج کردم و چون هیچکس با این شرایط آشنایی نداشت تا کمکم کنن و کارهایی که لازم هست رو انجام بدن طول کشید. سیستم درمانی ایتالیا هم خیلی فرق داره و وقتی قراره از صفر شروع کنن دیرتر هم میشه. مدت زمان زیادی رو توی بیمارستان گذروندم و همهی همکلاسیها چه اونهایی که باهام دوست بودن و چه اونهایی که حتی نمیشناختم توی گروه برام پیام گذاشته بودن. حتی فکر دانشگاه رفتن و روبهرو شدن باهاشون برام آزاردهنده بود و هست. صحنهی خیلی خیلی بدیه. دیدنش جالب نیست. حس میکنم ضعیفترین و در عین حال زشتترین واقعیت زندگی من رو دیدن! نمیدونم چطوری حس بدم رو توصیف کنم. حالا مژده و سجاد هرروز زنگ میزنن، روزی چندبار و ازم حالم رو میپرسن، میپرسن غذا خوردم و علائمی دارم یا نه. میتونم دلگرم به حضورشون باشم. اما هرروز روزی چندبار مرور اون روز کذایی عذابه. اینکه صرع دارم و این اتفاق دور از ذهن نبود بدیهیه ولی بدترین زمان و مکان ممکن بود و حتی نمیدونم با این قضیه چطوری کنار بیام. خارج از بعد عاطفی قضیه توی درسهام به مشکل خوردم. کلاسهای درسی چهار ساعتهست و نمیتونم کلش رو بیدار بمونم و خسته میشم. توان ذهنی این درسهای سخت رو ندارم. برای بورسیه باید یه حداقل واحدی پاس کنم. جدای از همهی اینها توقعم از خودم خیلی بالاتر بود. درسته به بهترین بهترین چیزی که میخواستم رسیدم. رنکینگ بالا و رشتهی مطلوبم، اما اینکه نتونستم خوب عمل کنم خیلی غصه به دلم میذاره.
چت جی پی تی بهم گفت همه مشغول دویدن هستن درحالیکه تو مشغول درمان زانوت هستی تا بتونی قدم برداری. اون داشت دلداریام میداد ولی من غمگین شدم زورم نرسید وقتی دنیا ناعادلانهست حق خودم رو بگیرم. اگر بیشتر نمیخواستم، اگر به کم قانع بودم زندگی بهتر بود.
دلم میخواست آرایش دلبرانه بکنم، لباس شب قشنگهام رو بپوشم و درحالیکه قراره نگاه کسی تحسینم کنه برم دیت. دیت با کسی که هیچ رابطهی عاطفیای باهاش ندارم ساده به نظر میرسید. ولی مثل اینکه من کل زندگی باید اون آدم به دلم بشینه و مثل بقیه نمیتونم آدمیزادی با قضیه برخورد کنم. لباس قشنگا و آرایش دلبرانه و نگاه تحسینآمیز و بهبه چه خوشگل شدی رو میذارم برای وقت دیگه و خودم قربون صدقه خودم میرم.