آدمها توی مهاجرت طوری عوض میشن که خیلی طول می‌کشه خودم رو باهاش آداپته کنم. کدوم بخش؟ همون شناختی که به واسطه‌ی اونها از خودت داشتی. یعنی انقدر که تغییر رفتارشون هم به چشمت نیاد.

به واسطه‌ی علائم بیماری، تنهایی و ترس از مهاجرت (که البته به روی خودم نمیارم) اعتمادبه‌نفسم خیلی کمتر از قبل شده. خیلی چیزها رو می‌زنم توی سر خودم. چیزی که برام خیلی دغدغه شده اینه که نمی‌دونم درونگرایی و ترجیحات همیشگی‌ام چقدر قراره کار دستم بده یا چقدر درسته و باید با شرایط جدید هماهنگش کنم. بچه‌ها شروع کردن به اسمال تاک، لیترالی چسبوندن خودشون به خارجی‌ها خصوصا ایتالیایی‌ها و خیلی کارهای دیگه. من همچنان رویه‌ام یه شبکه اجتماعی محدود و امنه. سر کلاس‌ها شرکت کنم. چیزهایی که میگن رو سرچ کنم. از آدمهای آشنا کمک بخوام... وقتی تلاش میکنم الکی با یکی حرف بزنم یا کارهای این مدلی اعتمادبه‌نفسم رو از دست میدم و انرژی‌ام خیلی کم میشه. با جی‌پی‌تی راجع بهش حرف زدم. راستش فهمیدم چیزی که از قلم افتاده اون باور همیشگی به توانمندی خودمه. انقدر به خودم شک کردم که راه خودم رو به رسمیت نمی‌شناسم و دائم سعی میکنم با مثل دیگران بودن رفتار امن داشته باشم... الان فکر می‌کنم سال اول مهاجرت با سال‌های عمر نباید خیلی تفاوت کنه. سال‌هایی که تو خودت تجربه می‌کنی، آزمون و خطا می‌کنی، یاد می‌گیری، اشتباه می‌کنی و بهاش رو میدی و خیلی چیزهای دیگه. مثل هروقت دیگه، مثل تمام وقت‌هایی که تلاش کردم برای رفتن بیشتر از همیشه می‌خوام خودم باشم.

سجاد عوض شده. جاه‌طلبی و رقابت و خیلی چیزهای دیگه باعث شده آدمی بشه که نشناسمش. وقتی حرفها و نظراتش رو می‌شنوم با خودم فکر می‌کنم اگر قبلا چنین چیزهایی می‌گفت هیچ‌وقت انقدر باهاش صمیمی نبودم. هرچقدر توی ایران رابطه عاطفی قوی‌ای داشتیم از وقتی اومده اون هم مایه‌ی ناامنی‌ام شده..

باورم نمیشد اما از حجم دیتایی که به واسطه‌ی کلاسهای دانشگاه وارد مغزم میشه سرم گیج میره بعضی‌‌وقت‌ها :))) از سال دیگه قراره ۳۵ واحد دروس زیستی برای کسایی که بیسش رو ندارن اضافه بشه. توی این مدت هیچ‌کس ما رو گردن نمی‌گیره. ترسیدم اما از چالش پیش رو خیلی خوشم میاد راستش. دیونه‌ام دیگه :)))

توی ذهنیتم از آینده محبوب و معشوقی که زندگی‌ام رو کنارش بگذرونم نیست. دوستی که باهاش توی یک مکان باشم نیست. خودمم و خودم. نمیگم چیز خوبیه ولی خودم تنها فرد این ماجرام. دوست دارم روی اعتمادبه‌نفسم کار کنم...