ندارد
قدم به قدم تا مرحلهی الکها را بیخته و آویخته!
دانشنامه و ریزنمراتم رسید. اگر سجاد نمرده بود تاییدیه هم گرفته بودم و فرستاده بودم برای ترجمه. حالا که کاری از دستم برنمیاد. باید یاد بگیرم وقتی چیزها خارج از کنترل منن، رها کنم. تا سحر چه زاید باز!!
دقیق نمیدونم سیستم آموزشی ما چنین باگی داشته یا سمپاد درسخوندن این سم و درد بزرگ رو به جان ما انداخت. کاش بهمون میگفت بالوپر بدید به آرزوهاتون... کاش واقعا دنبال پرورش استعدادهامون بودن. همیشه برمبنای اینکه نمرهی امتحان ریاضی و فیزیکت چند شده سنجیده میشدی. اگر بالا بود، تو از اون شاخهای ریاضی بودی (تنها غیر شاخ ریاضی من بودم فکر کنم) و اگر معمولی بودی، حفظ کردن که بلدی! برو تجربی. هیچ حالت دیگهای وجود نداشت. بعد هم برحسب اینکه آدمهای اطرافت چه رشته و شغلی براشون خیلی باکلاسه باید هدفگذاری میکردی. همهی اینها شاید برای بعضیها فنسیتر باشه، ولی همینه. ثمرهاش؟ ته وجودم دونشانم میدونم وارد علوم انسانی بشم و فکر میکنم همهی این آدمها میان بالای سرم و میگن تو احمق و لوزری.
اما چیشد به این فکر افتادم؟ فهمیدم این چیز بیارزشی نیست و من آدمها رو خوب میفهمم و تحلیل میکنم. این بیشترین چیزی بوده که آدمها بابتش از من قدردانی کردن. اینکه چطور رفتار میکنی، چه میزان همدلی داری، چقدر سعی میکنی مشکلات رو بفهمی، چیز کمی نیست. باید بهت علامتی بده که تو کجا موفق خواهی بود. اینکه خیلی بیشتر از کتابهای درسی رشتهی خودم توی قفسهی کتابم فلسفه و روانشناسی هست و همیشه مشتاقم و در هرحال کتاب خوندم، گویای واقعیاتیه، نه؟ :)) شاید بهتر باشه عددها رو بذارم گوشهتر و به این فکر کنم شاید کارکردن با آدمها چیزی باشه که به زندگیم معنا میده.
دلم کنده شده و میخوام که برم. به نمراتم نگاه میکنم و میگم وقتی میدونم توی چیزهای دیگهای انقدر عالی هستم، تا کی جون بکنم؟ چرا معمولی باشم؟ وقتی به این فکر میکنم بعد از مستر چه شغلهایی خواهم داشت گریهام میگیره. بشینم پشت لپتاپ، پشت IDE به کدهام فکر کنم؟ مسائل مالی حل کنم؟ مشاوره بدم؟ وات د هل؟!!! تا آخر عمرم ریاضیات رو دوست دارم. توی آزمایشگاه بودن رو دوست دارم، اما وقتی به شغل فکر میکنم، نه. اگر وقتی دیگه جوان نیستم به خودم بگم من به آدمهایی کمک کردم از رنجشون کاسته بشه، خیلی خیالم راحتتره تا بگم یه کارمند بیاستعدادم که کارهای روتین انجام داده و خداروشکر کرده هنوز با chatgpt عوضش نکردن!
این شغل پارهوقته فرصت خوبیه که فضا رو محک بزنم، شاید باز هم اشتباه میکنم... هرچی که هست باید با همین رشتهی فعلی اقدام کنم برای مستر. شاید اگر صبور بودم توی موندن، ارشد روانشناسی میدادم...