اونقدری که احساس حماقت و نادانی میکنم، زبانم بسته ست که از کسی گله ای کنم.فقط دلم میخواد داد بزنم، جامه بدرم و از این محیط فرار کنم. 

به خودم گفتم حتما بهم میگن اه کثافت، پا نشی بیای ما رو هم مریض کنی و حتما ازم جواب تست میخوان، اما گفتن زود پاشو بیا. در تعجب بودم که لعنتی ها نمی ترسید؟ من ناقل باشم بهتون کرونا بدم چی؟؟ اونقدر فکر کردم حالا همه ازم بدشون میاد اما به پشم شون هم نبود. فعلا توصیه پزشک مبنی بر قرنطینه کردن خودم یا چیز دیگه ای ندارم و از چیزهایی که این مدت از دکتر کی و دکتر شادی یاد گرفتم فهمیدم باید دو هفته خودم رو قرنطینه کنم و به تمام کسایی هم که باهاشون در ارتباط بودم اطلاع بدم. 

اما مهمونی که من رو آلوده کرد چی؟ مهمونی هاش رو رفته بود و با وضع خرابش اومد پیش من. پدر و مادرش بویایی و چشایی شون رو از دست دادن و مشکلات گوارشی هم دارن اما همچنان نه دکتر رفتن و نه خودشون رو قرنطینه کردن. دائم هم میگن نامردیه ما کرونا بگیریم، تو گویی این همه کثافت کاری رو من کردم... این جهل و نادانی شون تا زمانی که شرش به خودشون برمیگشت به من ربطی نداشت اما حالا که من رو هم درگیر کردن، صرف اینکه مهمون خونه مونه بهش چیزی نمیگم... وقتی رفت چنان آشی بپزم و همه رو دعوا کنم که دیگه جرات مهمون دعوت کردن تو این کرونا رو پیدا نکنن. 

دلم میخواد بشینم گریه کنم. تب دارم، سرفه میکنم، گلو درد و بدن درد دارم و هیچی هم نمیتونم بخورم. دوست نداشتم مریض بشم وقتی به ظن خودم رعایت کرده بودم و خودم رو از خیلی چیزا محروم کرده بودم. کم از خودم بدم میومد حالا بیشتر هم شده و به چشم خودم یه موجود کثافت آلوده به ویروس کرونام. بیشتر از اینکه به فکر خودم باشم فکر میکنم دقیقا از کی ناقل بودم و آیا کسی رو بیمار کردم؟ هوف هوف. 

اگر مهمونی میرید و مریضید، اگر میگید کرونا نیست و ماسک نمی زنید، خدا لعنتتون کنه، بوس به کله تون.